السيد موسى الشبيري الزنجاني
7802
كتاب النكاح ( فارسى )
گفتند كه اين مصلحت نيست كه همه ما در ذى حجه حج بجا بياوريم ، شيطان به آنها القاء كرده كه شما چه اختصاصى داشته باشد تنها در ماه ذى حجه حج بجا بياوريد ، ماههاى ديگر هم بجا بياوريد ، به حسب بعضى از نقلهايى كه قديم ديدهام ، گفتهاند كه اگر اين ذى حجه معيار باشد ، ذى حجه گاهى به وقت شدت گرما مىافتد و كمتر به مكه مىآيند و اين از نظر اقتصاد به صلاح اهل مكه نيست ، بهتر اين است كارى بكنيم كه حج با ماههاى شمسى تطبيق كند ، به شكلى بجا بياوريم كه هميشه حدود فروردين و آن وقتها باشد كه هوا مناسب است ، اشخاص هم زيادتر بيايند ، اينها يك نقشهاى كشيدند كه در نتيجه زمان حج ، خود حج ، ايام نحر ، ايام تشريق كه سه روز بعد النحر است ، همه تبدل پيدا مىكند ، گفتهاند كه فرض كنيد الآن سال 1400 قمرى است ، ذى حجه حج بجا مىآوريم ، سال بعد هم كه دوازده ماه بعد از اين است ، آن هم در ذى حجه در 1401 حج بجا مىآوريم ، طبعاً اگر بخواهند دست نزنند ، در 1402 بايد در ذى حجه حج بجا بياورند ، ولى اينها براى خاطر اينكه در ماههاى ديگر هم حج بجا بياورند ، يك ماه تأخير مىانداختهاند يعنى در ذى حجه 1402 حج بجا نمىآورند ، در محرم 1402 حج بجا مىآورند ، ولى اسم همان زمان حج را كه محرم 1403 بود ، ذى حجه مىگذاشتند ، به اين شكل كه ، سال را كه مىخواستند تأخير بياندازند آن محرم اول را اصلا حساب نمىكردند ، هيچ اسمى هم روى آن نمىگذاشتند ، ( نسىء به معناى تأخير است ) و در سابق نصف اول سال قمرى جفت جفت و نصف ديگر تك تك بوده است ، ربيع الاول و ربيع الثانى ، جمادى الاولى و جمادى الثانى ، محرم و صفر را هم صفر الاول و صفر الاخر تعبير مىكردند ، اينها حالا سالى را كه مىخواستند نسىء قرار بدهند ، محرم را ذكر نمىكردند ، ماه صفر واقعى را